مرتضى مطهرى

268

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

باشد ، به عقل خودمان مىخنديم و مثلًا نمىگوييم چه مانعى داشت كه من در زمان سعدى مىبودم و سعدى در زمان من . در فكر اوليهء انسان هيچ عيبى ندارد . همين‌طور كه اكنون كه دو نفر اينجا نشسته‌اند يكى در شرق مسجد و ديگرى در غرب مسجد ، ممكن است بگوييم چه عيب داشت كه او در غرب مسجد نشسته بود و اين در شرق مسجد ؟ در زمان هم تصورات مىآيد : چه مانعى داشت كه من در زمان سعدى مىبودم و سعدى در زمان من . اما اگر كسى به حسابهاى دقيق فلسفى وارد بشود مىبيند اين امر جزء محالات است و مثل اين است كه كسى بگويد در اعداد - كه از 1 شروع مىشود و تا بىنهايت پيش مىرود - چه مانعى داشت كه عدد 3 بجاى عدد 7 مىبود و عدد 7 بجاى عدد 3 . انسان مىبيند اين فكر معقول نيست . عدد 3 وقتى عدد 3 است كه در همين جايى كه هست يعنى بين 2 و 4 باشد . اگر عدد 3 بيايد بين 6 و 8 قرار بگيرد ، ديگر عدد 3 نيست ، همان عدد 7 است . عدد 7 هم اگر بيايد بين 2 و 4 قرار بگيرد ، ديگر عدد 7 نيست ، همان عدد 3 است ، يعنى نمىشود ذاتش محفوظ باشد و جايش عوض بشود . اگر جايش عوض بشود ديگر ذاتش هم آن ذات نيست . اين يك بحث فلسفى است كه من چاره نداشتم و مجبور بودم كه در اينجا عنوان كنم . به اين معنى و مفهوم اگر كسى بگويد « جبر زمان » ، حرف درستى است . ولى اينهايى كه مىگويند « جبر زمان » مفهوم ديگرى از اين تعبير در نظر دارند و آن مفهوم غلط است . چنان جبر زمانى ما نداريم . آن چيست ؟ مفهوم غلط جبر زمان و رد آن افرادى بوده‌اند در دنيا كه هم راجع به جهان ، مادى فكر مىكرده‌اند و هم راجع به انسان ؛ يعنى براى جهان ماده مبدئى غير مادى قائل نبوده‌اند و تمام اين دنيا در نظر آنها يك ماشين بيشتر نبوده است ، و نيز انسان را اخلاقاً يك موجود مادى مىدانسته و مىدانند به اين معنى كه محرّك انسان در تمام كارهايى كه انجام مىدهد هدفهاى مادى است ، يعنى انسان هركارى را به هر صورتى كه انجام مىدهد ، از انجام آن يك هدف مادى دارد و مىخواهد با انجام آن معاش خودش را تأمين كند . بعضى از كارهايى كه انسانها انجام مىدهند خيلى واضح است كه جنبهء مادى دارد . كشاورزى كه در صحرا زمين را شخم مىزند ، بذر مىكارد و بعد كه محصول